تبليغاتX
داستان در داستان
داستان نويسان جوان ايران


داستان در داستان








سلام

باز هم داستاني در داستانی ديگر

اين شماره با يك جهش زمانبندي و ۱ يك روز تعجيل به روز مي شود. حق داريد اگر نا اميد شده باشيد از روند  پيش گرفته شدهء مجله‏‏‏‏‏ اما چه كنيم كه انگار كار گرهي كردن در اين مرز پرگهر تبديل به نفريني ابدي شده كه در هر حال دامن آدم را مي گيرد. اين روزها رشد قارچي وبلاگها اين آسيب را در پي داشته كه مخاطب جز با دعوت رسمي و خواهش و تمنا حاظر نمي شود گذري هم از سر لطف به اين باشگاه ها سری بزند. اما به راستي اين اتفاق چه معنايي مي دهد!!؟ براي هر شماره بايد كلي به اين در  آن در زد كه مطلب جور كرد و بعدچند برابر اين زمان را صرف ارسال دعوتنامه هاي همه يك جور و پر رنگ و ريا و خالي از خلاقيت كرد كه چه!!! نظر بگذارند كه : مرسي‏ بلاگ قشنگي دارين  يا بعداَ مي خونم  نظر مي دم و هي هات از اين بعداَ ها و بعد هايي كه هرگز نمي آيند.

در هر حال داستان در داستان اين رويه را در پيش گرفته كه جز دوستاني كه اثرشان در اينجا مي آيد براي هيچكس دعوت نامه نمي فرستد. اين وبلاگ براي خودش خط فكري اي را در پيش مي گيرد و اگر حتي يك نفر بتواند به درك اين خط نائل شود براي ما كافيست.

در اين شماره از داستانهايي استفاده شده كه روزگاري طعم بانه و جشنوارهء بي بديلش را چشيده اند. اين شماره اداي ديني است به آن روزگار و اعتراضي است به تعطيلي اين جشنوارهء بي آزار

پايا باشيد
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 17:3  توسط آیت دولتشاه(عضو هیئت تحریریه)  |